بخش II: کسانی که میبینند و احساس میکنند
فصل 8: شفادهندگان، بازتنظیمکنندگان انرژی
اینجاست جزئیاتی که شکاکیت من در این مورد را شکست.
یک قربانی سوختگی وارد اورژانس میشود. تیم تروما کاری را انجام میدهد که تیمهای تروما انجام میدهند: راه هوایی، مایعات، ارزیابی زخم، مدیریت درد. پروتکل استاندارد. اما در جایی از میان همهٔ اینها، کسی گوشی را برمیدارد و به یک شفادهنده زنگ میزند. شفادهنده ممکن است دویست مایل دورتر باشد. آنها کارشان را از دور، از طریق نیت هدایتشده، انجام میدهند. و سوختگی سریعتر التیام مییابد. اسکار کمتر شدید است. درد سریعتر از آنچه فقط دارو توضیح میدهد، افت میکند.
پذیرفتن آن پاراگراف زمان زیادی از من گرفت. آنچه سرانجام آن را انجام داد، این بود که چه کسانی آن را تأیید کردهاند.
بسیاری بیمارستانها اکنون فهرستهای اضطراری شمارهٔ تلفن شفادهندگان را برای قربانیان سوختگی شدید نگه میدارند.1 آن جزئیات به این خاطر اهمیت دارد که چه کسانی آن فهرستها را گردهم آوردهاند. اینان پزشکانند. افرادی آموزشدیده در روش علمی، افرادی که سالها را صرف یادگیری این کردند که پیش از باور به هر چیزی شواهد بخواهند. آنها بهقدر کافی نتایج را دیدند که شمارهٔ شفادهنده روی دیوار کنار دفیبریلاتور قرار گرفت. این تشخیص الگو توسط افرادی است که حرفهایشان شکاک بودن است.
این مستند (به فرانسه، اما یوتیوب میتواند زیرنویسها را خودکار ترجمه کند) به چند بیمارستان فرانسوی سر میزند که فهرستهای تماس coupeurs de feu را نگه میدارند، شفادهندگانی تخصصیافته در متوقف کردن سوختگیها.2 بهبود سریعتر، اسکار کمتر، نتایجی که فقط طب متعارف تولید نمیکند:
https://youtu.be/5e0kSS1c2kE?si=12hMebHWRp2kAAkV&t=363
نگاه کنید پزشکان چگونه صحبت میکنند. مثل بالینیهایی که نتایج را گزارش میکنند به نظر میرسند، چون واقعاً همینند.
شفای انرژی چگونه کار میکند
بیشتر شفادهندگان با انرژی بیماران کار میکنند، آن را با حرکت دادن دستهایشان پیرامون بدن بازتنظیم میکنند، یا در شفای دور، با متمرکز کردن نیتشان روی بیمار از جایی کاملاً دیگر. دستها نیازی به لمس ندارند. بیمار نیازی به دانستن اینکه در حال رخدادن است ندارد.
پس از صرف زمان کافی با این مواد، به مدلی کاربردی از آنچه واقعاً «انرژی» در این زمینه به معنای آن است رسیدم. شفادهندگان با هالهها کار میکنند، همان میدانهای نورانیای که افرادی که تجربههای برونبدنی داشتهاند بهطور پیوسته توصیف میکنند که آنها را پیرامون هر انسان، حیوان، و شیئی در واقعیت فیزیکی میبینند. طی تجربههای برونبدنی، این میدان قابلمشاهده، بافتدار، و با جزئیات است. همهچیز را احاطه میکند. بیشتر ما فقط نمیتوانیم آن را از درون یک بدن ببینیم.
هاله جزئی فیزیکی دارد. بدن سیگنالهای الکترومغناطیسی قابلاندازهگیری تولید میکند، که توسط نوارمغزنگاری و نوارقلبنگاری تشخیص داده میشوند، دو دستگاهی که هیچکس آنها را فناوری حاشیهای نمینامد. اما میدان انرژیای که شفادهندگان و کاوشگران برونبدنی توصیف میکنند، فراتر از الکترومغناطیس متعارف میرود. بیدرنگ عمل میکند. از فاصله بدون تضعیف عبور میکند. موانع فیزیکی آن را کاهش نمیدهند. آن نمایه با هیچچیز در طیف الکترومغناطیسی استاندارد همخوانی ندارد، که حاکی است ما در حال اندازهگیری یک لایه از چیزی هستیم که لایههای بیشتری از آنچه ابزارهای ما در حال حاضر به آن میرسند دارد.
این میدان توسط انرژی در حال حرکت از میان سیستم چاکرا تقویت میشود، همان چارچوبی که کارولین میس با جزئیات بالینی نقشهبرداری کرد.3 وقتی میدان متعادل و در جریان است، بدن سالم است. وقتی جایی خاص مسدود، تحریفشده، یا تخلیهشده است، همانجاست که بیماری بروز میکند.
شفادهندگان این انسدادها را از طریق کانالهای مختلف درک میکنند: دید روشنبینانه (دیدن مستقیم میدان)، لمس (تغییرات دما، مورمور شدن، تفاوتهای چگالی زیر دستها)، یا شهود محض (دانستن جای مشکل بدون هیچ نشانهٔ فیزیکیای). بهمحض یافتن انسداد، آنها انرژی را کانالینگ میکنند، از سرچشمه، از جهان، از هر برچسبی که با آن راحتترید، تا آن را پاک کنند و جریان را بازگردانند.
آناتومی روح
کارولین میس یک شهودگر پزشکی است. عنوان شغلی غیرمعمولی است، پس بگذارید توصیف کنم کار واقعاً چه چیزی را در بر میگیرد.
میس میدان انرژی یک بیمار را میخواند و شناسایی میکند چه مسئلهٔ احساسی یا روانشناختیای در حال ایجاد انسداد فیزیکی است. نه فقط «چیزی با کبد اشتباه است.» تجربهٔ خاص حلنشده، الگوی باور ناسالم، وضعیت زندگیای که هرگز متابولیزه نشده است. او این کار را بارها با بیمارانی انجام داد که هرگز ملاقاتشان نکرده بود، از طریق تماس تلفنی با پزشک معالجشان. پزشک بیمار را توصیف میکرد. میس معماری احساسی زیر علائم فیزیکی را توصیف میکرد. پزشکان دقت را تأیید کردند.3
چارچوب او حول ۷ چاکرا ساخته شده، ۷ مرکز عمدهٔ انرژی توزیعشده در سرتاسر بدن، هر یک بر اندامهای خاصی حکمرانی میکند و متناظر با دستههای خاصی از تجربهٔ زندگی است. وقتی انرژی در یک چاکرای خاص مسدود شود، به دلیل احساس حلنشده، باوری کلسیفیهشده، یا تجربهٔ شکلدهندهای که هرگز پردازش نشده، اندامهای فیزیکی در آن ناحیه شروع به بدکارکردی میکنند. نقشه دقیق است. همبستگیها مبهم نیستند.
شفایی که این اشاره به آن دارد دربارهٔ یافتن سرچشمهٔ انسداد است. مسئلهٔ احساسی را پاک کنید، و انرژی دوباره حرکت میکند. انرژی حرکت میکند، و بدن خودش را ترمیم میکند. توالی اهمیت دارد.
روش کنترل ذهن سیلوا
خوزه سیلوا از زاویهای متفاوت به همان قلمرو رسید. او به نتایج قابلاندازهگیری علاقه داشت، نه متافیزیک، و روشی کاربردی برای شفا توسعه داد که از دههٔ ۱۹۶۰ به بیش از ۵۰۰,۰۰۰ نفر در سراسر جهان آموزش داده شده است.4
روش کنترل ذهن سیلوا دانشآموزان را آموزش میدهد تا به حالت موج مغزی آلفا (۸ تا ۱۲ هرتز) برسند، باند فرکانسی میان آگاهی بیداری عادی و خواب. آرام، متمرکز، ساکت. سیلوا یافت که در آن حالت، افراد میتوانند کارهایی انجام دهند که در فرکانسهای بتا بیداری عادی نمیتوانند: تجسم شفا برای خود یا دیگران، دسترسی به اطلاعات دربارهٔ موقعیتهایی که هیچ راه فیزیکی برای مشاهدهشان ندارند، هدایت نیت به سوی اهداف خاص و تولید نتایج فیزیکی.
این روش طی ۲ دهه پژوهش آزموده شد و به برنامهٔ آموزشی ۴ روزهای پالایش شد که نتایج پیوسته و قابلاندازهگیری تولید میکند.4 سیلوا هیچکدام از اینها را معنوی نمینامید. آن را فناوری ذهنی مینامید، روشی کاربردی برای استفاده از ظرفیت بیشتر مغز. چارچوببندی تقریباً بهشدت سکولار است. اما اثراتی که او مستند کرد همان اثراتی هستند که شفادهندگان سنتی قرنها توصیف کردهاند: نیت شفابخش هدایتشده، تحویلشده از راه دور، با نتایج قابلمشاهده در سمت دریافتکننده.
بستهبندی متفاوت است. سازوکار یکسان به نظر میرسد.
چرا شفای انرژی رد کردنش دشوار است
از میان همهٔ پدیدههایی که بررسی کردهام، شفای انرژی چیزی است که کنار گذاشتنش برایم دشوارترین است، و تلاش کردهام.
اینجاست چرا این وزن شواهد بیشتری از بیشتر دستههای دیگر حمل میکند. تجربههای برونبدنی به نوعی خاص از فرد نیاز دارند که مایل به توسعهٔ نوعی خاص از تمرین باشد. رگرسیون زندگی گذشته به هیپنوز و درمانگر و ساعتها کار نیاز دارد. مدیومیسم افراد نادر با تواناییهای غیرمعمول را در بر میگیرد. شفای انرژی روی هزاران بیمار عادی که نمیدانند در حال درمانشدناند و به فرایند باور ندارند، نتایج تولید میکند. نتایج بههرحال ظاهر میشوند. پزشکان آنها را میبینند. پرستاران آنها را میبینند. دانشمندان بهقدر کافی شاهد آنها بودهاند که برخی اکنون بهعنوان امری روتین در کنار شفادهندگان کار میکنند.1
سازوکار توسط فیزیک کنونی توضیح داده نمیشود. میخواهم دربارهٔ این صادق باشم. اما نتایج پیوسته انباشته میشوند، و آن انباشت اکنون پروتکلهای بیمارستانی را نیز در بر میگیرد.
قربانیان سوختگی سریعتر بهبود مییابند. بیماران بدون دانستن اینکه در حال درمانشدناند، بهبود مییابند. شفادهنده گاهی صدها مایل دورتر است.
اگر آگاهی نخستین باشد و افکار و احساسات وزن ارتعاشی واقعی حمل کنند (چنانکه فصل آگاهی و فصل احساسات و افکار بیان میکنند)، آنگاه شفا از طریق نیت هدایتشده در همان دستهبندی آن پدیدههای ناموضعی دیگر مینشیند: فیزیکی که هنوز کاملاً نمیفهمیم. شفادهنده آگاهانه کاری را انجام میدهد که بدن خود شما هر روز ناآگاهانه انجام میدهد، هدایت انرژی به مکانهای خاص برای ترمیم و بازیابی. تفاوت دقت است، تقویتای که از نیت متمرکز میآید، و توانایی انجام آن برای بدن کس دیگری از آن سوی یک قاره.
برنامههای مشاهدهٔ دوردست نظامی پیشتر نشان دادند که آگاهی میتواند به اهداف دوردست برسد. فیزیک کوانتومی، جایی که مشاهده بر نتایج تأثیر میگذارد و ذرات درهمتنیده در سرتاسر فضا هماهنگ میشوند، حاکی است که اثرات ناموضعی ناهنجاری نیستند. ویژگیهای شیوهٔ ساخت واقعیتاند. شفای انرژی نمونهٔ دیگری از همان اصل است، که از طریق یک انسان بهجای دستگاه آزمایشگاهی عمل میکند.
نمیدانم آن میدان از چه ساخته شده. نمیدانم چرا امواج مغزی آلفا در ۸ تا ۱۲ هرتز دری را باز میکند که فرکانسهای بتا بسته نگه میدارند. نمیدانم چرا برخی افراد میتوانند هاله را ببینند و بیشتر نمیتوانند. آنچه میدانم این است که سوختگی سریعتر بهبود مییابد، و تلفن پزشک شمارهٔ شفادهنده را روی خود دارد، و آن حقیقت از بین نرفته مهم نیست چند بار برای بررسی به آن بازگشتهام.
منابع
- Franceinfo, "Les coupeurs de feu et autres guerisseurs font leur entree a l'hopital." French national news coverage reporting that hospital services in Annemasse, Annecy, Thonon-les-Bains, Grenoble, Saint-Brieuc, Rodez, Mende, and Marseille confirm working relationships with coupeurs de feu (fire cutters) for burn patients. https://www.franceinfo.fr/sante/les-coupeurs-de-feu-et-autres-guerisseurs-font-leur-entree-a-l-hopital_897713.html
- Jouanny, Jouslin, Jousseaume, Napoleoni, Pascault, Prestgard, "Coupeurs de feu - Criteres de selection a l'hopital de Grenoble" (CORTECS, 2016). Student investigation documenting that a list of about ten coupeurs de feu who agreed to be contacted by patients circulates at the CHU Grenoble, while the hospital's official position grants the practice no scientific validity. https://cortecs.org/wp-content/uploads/2020/02/ZADI_22.41_Coupeurs_feu_Criteres_selection_hopital_Grenoble_Jouanny_Jouslin_Jousseaume_Napoleoni_Pascault_Prestgard_2016.pdf
- Caroline Myss, Anatomy of the Spirit: The Seven Stages of Power and Healing (1996). Her account of medical-intuitive readings performed remotely through the treating physician, and her seven-chakra map of energy anatomy; a New York Times bestseller with over 1.5 million copies sold. https://myss.com/anatomy-of-the-spirit/
- Jose Silva and Philip Miele, The Silva Mind Control Method (Simon & Schuster, 1977). Origin book for the alpha-state training method; the student numbers, research timeline, and 4-day course format are the program's own account as presented in the book. https://www.simonandschuster.com/books/The-Silva-Mind-Control-Method/Jose-Silva/9781982185602