بخش IV: مرزهای کیهانی و ذهنی

فصل 12: موجودات فضایی، تمدن‌های به‌شدت پیشرفته

در سال ۲۰۰۴، دو خلبان جنگندهٔ نیروی دریایی در سواحل سن‌دیگو با سفینه‌ای سفید و بدون بال روبه‌رو شدند که بالای اقیانوس معلق بود، مانورهای آن‌ها را آینه می‌کرد، و سپس از سکون به فراتر از برد دید در کمتر از یک ثانیه شتاب گرفت، در حالی که رادار یک ناو رزمی و دوربینی مادون‌قرمز همه‌چیز را ضبط کردند. پنتاگون بعدها فیلم را طبقه‌بندی‌زدایی کرد و سرانجام دفتری دائمی برای بررسی برخوردهایی مانند آن برپا کرد. هرچه آن شیء بود، مال ما نبود.

پس بگذارید ادعای این فصل را مستقیم بیان کنم: ما در جهان تنها نیستیم. بسیاری تمدن‌های دیگر وجود دارند، و برخی از آن‌ها به‌طور منظم با زمین تعامل دارند.

کیفیت شواهد در اینجا بسیار متفاوت است، و دربارهٔ آن صادق خواهم بود. در یک سو برخوردهای نظامی تأییدشده توسط پنتاگون که توسط سیستم‌های حسگری چندمیلیون‌دلاری ضبط شده‌اند، دارید. در سوی دیگر روایات تماس‌گیرندگانی دارید که اساساً تجربیات شخصی غیرقابل‌ابطال‌اند. هر دو را ارائه خواهم داد، و روشن خواهم گفت کدام کدام است.

اما اینجاست چیزی که مرا واداشت این را جدی بگیرم: موجودات فضایی فقط در ادبیات یوفو ظاهر نمی‌شوند. آن‌ها در هر یک از دسته‌بندی‌های شواهدی که برای این کتاب بررسی کرده‌ام ظاهر می‌شوند. افراد تحت هیپنوز عمیق در حال انجام رگرسیون‌های زندگی گذشته، خودجوش زندگی‌هایی در سیارات دیگر پیش از آمدن به زمین را توصیف می‌کنند. پیشگویان و مدیوم‌ها گاهی به ارواح غیرانسانی‌ای برمی‌خورند که انتظارشان را نداشتند. کاوشگران برون‌بدنی از سیارات پرجمعیت، هم در بُعد فیزیکی ما و هم در ابعاد دیگر واقعیت، بازدید کرده‌اند. و سپس برخوردهای مستقیم هستند: افسران نظامی در آمریکا، بلژیک، و فرانسه، همراه با مردم عادی روزمره، که شاهد سفینه‌هایی بوده‌اند که فیزیک شناخته‌شده را نقض می‌کنند. برخی گزارش می‌دهند برای ساعت‌ها یا روزها سوار این سفینه‌ها شده، فیزیکی معاینه شده، و به خانه بازگردانده شده‌اند.

وقتی چیزی به‌طور مستقل در میان داده‌های رگرسیون، ادراک روان‌شناختی، کاوش برون‌بدنی، سیستم‌های حسگر نظامی، و روایات تماس دست‌اول ظاهر می‌شود، بدون هیچ هماهنگی میان این گروه‌ها، دیگر آن را تصادف نمی‌نامم. حجم و یکسانی شواهد مرا متقاعد کرده که این صرفاً بخش دیگری از واقعیت است که فرهنگ جریان اصلی هنوز به آن نرسیده است.

اکنون، پرسش یک‌میلیون‌دلاری: اگر واقعی‌اند، چرا آشکارا با ما تماس نگرفته‌اند؟

دو پاسخ پیوسته می‌آیند، بیشتر از منابعی که بیشترین زمان را در تماس مستقیم با هوش‌های غیرانسانی گذرانده‌اند، کاوشگران برون‌بدنی و ربوده‌شدگان. اول، بیشتر تمدن‌های فضایی صرفاً چندان به ما فکر نمی‌کنند. ما تمدنی نوزادیم که کمتر از ۳۰۰ سال پیش الکتریسیته را کشف کردیم. برخی از این تمدن‌ها صدها میلیون سال است که از فناوری‌های معادل استفاده می‌کنند. فناوری ما، منازعات ما، طلای ما، هیچ‌کدام برایشان جالب نیست. ممکن است سری بزنند تا ما را تماشا کنند، همان‌طور که در پیاده‌روی مکث می‌کنید تا کلونی مورچگانی را تماشا کنید. کنجکاو، شاید. اما نه تهدیدشده، و نه تحت تأثیر.

دوم، و این با یکسانی چشمگیری می‌آید، به نظر می‌رسد اصلی از عدم مداخله در جهان وجود دارد. انتظار می‌رود تمدن‌ها با سرعت خودشان رشد کنند، تلاش کنند، و تکامل یابند. شما توسعهٔ یک گونه را بیش از آنچه یک زیست‌شناس حیات وحش گرگ‌ها را آموزش دهد از ابزار استفاده کنند، تسریع نمی‌کنید. این فرایند یادگیری طبیعی را مختل می‌کند. تماس رخ می‌دهد، اما محتاطانه، محدود، و معمولاً غیرمستقیم است، چون رشد باید از درون بیاید.

به همین دلیل چارچوب‌بندی ترس‌محور، «اگر بیایند منابعمان را بدزدند و ما را برده کنند چه؟»، کاملاً نکته را از دست می‌دهد. تمدنی قادر به سفر بین‌ستاره‌ای مشکلات انرژی، مواد، و تولید را حل کرده که ما حتی هنوز نمی‌توانیم تصورش کنیم. آن‌ها به هیچ‌چیزی که ما داریم نیاز ندارند. پرسش این نیست که آیا خطرناک‌اند. این است که آیا آن‌قدر جالب هستیم که اصلاً برایشان اهمیتی داشته باشد.

برخوردهای نظامی تأییدشده

پیش از فرو رفتن به شواهد باطنی‌تر، ارزش دارد سابقهٔ رسمی را برقرار کنیم: خود دولت آمریکا وجود سفینه‌های ناشناخته‌ای با قابلیت‌هایی بسیار فراتر از فناوری شناخته‌شده را تأیید می‌کند.

حادثهٔ «تیک-تاک» یواس‌اس نیمیتز (۲۰۰۴): فرمانده دیوید فراور و همراهش، در حال پرواز با هواپیماهای اف/آ-۱۸ سوپر هورنت در سواحل سن‌دیگو، با سفینه‌ای سفید و کشیده، تقریباً ۱۵ متر طول، بدون بال، بدون اگزوز، بدون رانش قابل‌مشاهده، که بالای اقیانوس معلق بود، روبه‌رو شدند. وقتی فراور برای بررسی پایین آمد، شیء حرکاتش را آینه کرد، سپس از سکون به فراتر از برد دید در کمتر از یک ثانیه شتاب گرفت.1 اپراتورهای رادار روی یواس‌اس پرینستون هفته‌ها بود که اشیای مشابهی را ردیابی کرده بودند، در حال تماشای سقوطشان از ۸۰,۰۰۰ فوت به ۲۰,۰۰۰ فوت در کمتر از یک ثانیه، مانوری که نیروهایی مرگبار برای هر خلبان انسانی و ناممکن برای هر هواپیمای شناخته‌شده تولید می‌کند. برخورد روی FLIR (دوربین مادون‌قرمز) ضبط شد و پنتاگون رسماً فیلم را در سال ۲۰۲۰ طبقه‌بندی‌زدایی و منتشر کرد.2

برخوردهای یواس‌اس روزولت (۲۰۱۴-۲۰۱۵): خلبانان نیروی دریایی از یواس‌اس تئودور روزولت برخوردهای تقریباً روزانه با اشیای ناشناخته در سواحل شرقی طی دوره‌ای چند ماهه گزارش دادند. اشیاء رانش قابل‌مشاهده‌ای نداشتند، شتاب لحظه‌ای و پیچش‌های زاویه‌دار تیز انجام می‌دادند، و به نظر می‌رسید هم در هوا و هم در آب عمل می‌کنند. پنتاگون ویدیوهای «گیمبال» و «گوفست» را منتشر کرد، که اشیایی را نشان می‌دهند که هیچ هواپیمای شناخته‌شده‌ای نمی‌تواند بازتولیدشان کند.3

برخورد مدرسهٔ آریل (۱۹۹۴، زیمبابوه): ۶۲ دانش‌آموز در مدرسهٔ آریل در روا، زیمبابوه، شاهد فرود سفینه‌ای نزدیک زمین بازی‌شان طی زمان تفریح بودند. چند کودک موجوداتی را دیدند که ظاهر می‌شدند. مصاحبه‌شده جداگانه توسط روان‌پزشک هاروارد جان مک، کودکان روایاتی به‌طرز چشمگیری یکسان ارائه دادند، چشمان بزرگ موجودات، ارتباط تله‌پاتیک آن‌ها، و پیام‌هایی که دربارهٔ نابودی محیط‌زیست دریافت کردند را توصیف کردند.4 کودکان میان ۶ و ۱۲ سال بودند. نقاشی‌هایشان، ساخته‌شده به‌طور مستقل، همخوانی داشت. بسیاری روایاتشان را تا بزرگسالی حفظ کردند.5 این مورد به‌ویژه رد کردنش دشوار است چون احتمال هماهنگ کردن شارلاتانی توسط کودکان بسیار کمتر است، و صرف تعداد شاهدان مستقل، توهم جمعی را از نظر آماری بعید می‌کند.

برنامهٔ AATIP پنتاگون: در سال ۲۰۱۷، وجود برنامهٔ شناسایی تهدیدهای فضایی پیشرفته، برنامه‌ای مخفی از پنتاگون که از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ با ۲۲ میلیون دلار بودجه‌گذاری شد، به عموم آشکار شد.6 مدیرش، لوئیس الیزوندو، به نشانهٔ اعتراض به آنچه رازداری بیش‌ازحد و مقاومت اداری در برابر جدی گرفتن شواهد نامید، استعفا داد. او از آن زمان به یکی از برجسته‌ترین مدافعان افشای UAP (پدیده‌های ناشناختهٔ هوایی) تبدیل شده، و در برابر کنگره شهادت داده و برای شفافیت فشار می‌آورد. جانشین این برنامه، AARO (دفتر تحلیل ناهنجاری‌های همه‌حوزه‌ای)، در سال ۲۰۲۲ تأسیس شد، اولین بار که دولت آمریکا دفتری دائمی اختصاص‌یافته به بررسی این پدیده‌ها ایجاد کرد.7

شواهد نظامی اهمیت دارند به این خاطر که چه کسانی آن‌ها را گردآوری کردند و چگونه: ناظران نظامی آموزش‌دیده، سیستم‌های حسگر چندمیلیون‌دلاری، تأیید رادار، و اذعان رسمی پنتاگون.

اتساع زمان: فیزیک روایات را تأیید می‌کند

یکی از قانع‌کننده‌ترین جزئیات در روایات برخورد با موجودات فضایی، چیزی است که بیشتر ربوده‌شدگان نمی‌دانستند چگونه جعل کنند.

در بسیاری مستندها و روایات دست‌اولی که دربارهٔ تجربیات ربوده‌شدن توسط موجودات فضایی دیده و خوانده‌ام، جزئیاتی یکسان پدید می‌آید: وقتی افراد به خانه یا به ماشین خود پس از برخورد بازمی‌گردند، ساعتشان زمانی متفاوت از ساعت‌های خانه یا ماشینشان نشان می‌دهد. زمان برایشان به شکلی متفاوت گذشته است. به‌طور مشخص، به نظر می‌رسد زمان کند شده در حالی که روی سفینهٔ بیگانه بودند.

این دقیقاً همان چیزی است که نظریهٔ نسبیت عام انیشتین پیش‌بینی می‌کند نزدیک میدان‌های گرانشی به‌شدت قوی یا در سرعت‌های نزدیک به سرعت نور رخ می‌دهد. اتساع زمان فیزیکی برقرار است. آن را با ساعت‌های اتمی روی هواپیماها و ماهواره‌ها اندازه گرفته‌ایم. سیستم‌های جی‌پی‌اس باید آن را در نظر بگیرند وگرنه نادقیق می‌بودند.8

کشاورزان و مردم عادی‌ای که این تجربیات را گزارش می‌دهند، معمولاً هیچ دانشی از اتساع زمان نسبیتی ندارند. آن‌ها دانشجوی فیزیک‌ای نیستند که در حال ساختن شارلاتانی باشند. آن‌ها فقط متوجه می‌شوند ساعتشان همخوانی ندارد، و می‌کوشند بفهمند چه مدت غایب بودند. اما فیزیک کاملاً درست از آب درمی‌آید: هرچه فناوری رانشی این موجودات باشد (خواه گرانش را دستکاری کند، فضازمان را خم کند، یا بر اساس اصولی که هنوز نمی‌فهمیم عمل کند) دقیقاً همان اثرات اتساع زمانی را تولید می‌کند که معادلات انیشتین پیش‌بینی می‌کنند.

این همچنین دلیلی است که آن‌ها می‌توانند به‌روشنی سریع‌تر از نور سفر کنند، با وجود اینکه معادلات انیشتین گویا از آن جلوگیری می‌کنند. آن‌ها راهی یافته‌اند، شاید با خم کردن خودِ فضازمان به‌جای حرکت از میان آن، شاید از طریق میان‌برهای فرابُعدی. آن‌ها از کهکشان‌هایی می‌آیند که تصورناپذیر دورند، اما اینجا به‌طور معمول می‌رسند. ما چیزهای زیادی برای یادگیری داریم.

النا داناان: طبقه‌بندی‌ای از گونه‌ها

النا داناان تماس‌گیرنده‌ای است (کسی که ادعای ارتباط مداوم و مستقیم با موجودات فرازمینی دارد) که کتاب‌هایش مفصل‌ترین روایات از گونه‌های بیگانه و تعامل آن‌ها با زمین را ارائه می‌دهند.

در هدیه‌ای از ستارگان: تماس‌های فرازمینی و راهنمای نژادهای بیگانه، داناان چیزی معادل راهنمای میدانی گونه‌های بیگانهٔ شناخته‌شده ارائه می‌دهد.9 این کتاب ده‌ها گونه را پوشش می‌دهد، هر یک با توصیفات مفصلی از ظاهر فیزیکی، سیستم‌های خانگی، سطح پیشرفت فناوری، رابطه با زمین، و نیاتشان.

آنچه در طبقه‌بندی داناان جالب‌ترین می‌یابم جزئیات مشخص نیست (که راستی‌آزمایی‌شان دشوار است) بلکه الگویی است که آشکار می‌کند: گونه‌های بیگانه روی یک سلسله‌مراتب ارتعاشی وجود دارند که هرآنچه هر منبع دیگری در این کتاب دربارهٔ روح‌های فردی توصیف می‌کند را بازتاب می‌دهد.

گونه‌های کم‌ارتعاش‌تر گرایش دارند شکاری، ترس‌محور، و استثمارگر باشند. سیاکار، گونه‌ای خزنده که از آلفا دراکونیس (توبان)، حدود ۲۱۵ سال نوری از زمین سرچشمه می‌گیرد، به‌عنوان «نژاد ارباب خزنده» با فناوری جنگی پیشرفته توصیف می‌شود. به گفتهٔ داناان، آن‌ها بیش از ۱۵,۰۰۰ سال است که در زمین حضور دارند و از ترس و درد انسان تغذیه می‌کنند. آن‌ها «انسان‌ها را در حالت‌های خشونت، جنگ، و ناامیدی نگه می‌دارند تا از انرژی ارتعاشی آن‌ها تغذیه کنند.»

گونه‌های ارتعاش‌بالاتر، در مقابل، گرایش دارند خیرخواه، مطالعه‌محور، و غیرمداخله‌گر باشند. آنهورای از سیستم آلتایر، توصیف‌شده همچون موجوداتی بسیار بلندقد با پوستی نارنجی‌رنگ که در بُعد ششم تا هفتم عمل می‌کنند، به‌عنوان خوش‌آمدگو، صلح‌جو، و عمدتاً علاقه‌مند به مطالعهٔ مواد معدنی در سرتاسر فضا مشخص می‌شوند.

این با آنچه دیوید هاوکینز برای آگاهی انسانی نقشه‌برداری کرد (شرم در ۲۰ تا روشن‌بینی در بالای ۷۰۰)، آنچه نیوتن برای سطوح پیشرفت روح توصیف می‌کند (تازه‌کار سفید تا پیشرفتهٔ نیلی)، و آنچه هر سنت معنوی دربارهٔ طیف از ترس تا عشق گفته است، همراستایی دارد. به نظر می‌رسد جهان همان سلسله‌مراتب ارتعاشی را به کار می‌بندد، خواه شما انسان باشید، خزنده، یا موجودی نوری از بُعد هفتم.

حادثهٔ جنگل رندلشام و پیام‌های باینری

یکی از جذاب‌ترین موارد داناان مستند می‌کند در دانه‌کاران پیام‌های کد باینری دریافت‌شده طی دو حادثهٔ جداگانه، با فاصلهٔ دهه‌ها، را در بر می‌گیرد.10

در دسامبر ۱۹۸۰، سفینه‌ای مثلثی در جنگل رندلشام نزدیک پایگاهی مشترک بریتانیایی-آمریکایی در ساوفولک، انگلستان، فرود آمد. گروهبان نیروی هوایی آمریکا جیم پنیستون سفینه را لمس کرد و دانلودی تله‌پاتیک دریافت کرد، توالی‌ای از کد باینری که در ذهنش سوخت. او آن را در دفترچه‌ای رونویسی کرد.11

سال‌ها بعد، شاهدی نظامی به نام «سی‌جی» تجربه‌ای مشابه با سفینه‌ای مثلثی در وادلی، جورجیا، داشت، و همچنین کد باینری را تله‌پاتیک دریافت کرد، همچنین با ساعت‌ها زمان مفقودشده، و همچنین گزارش تماس با ۵ ساکن فرازمینی.

وقتی رمزگشایی شد، پیام‌های هر دو حادثه، جداشده با دهه‌ها و هزاران مایل، همان ارتباط محوری را در بر داشتند:

«به‌طور مداوم در گذر زمان از بشریت محافظت کنید.» «دانش پنهان باید برای بقای بشریت برای همهٔ شهروندان آشکار شود.» هشدار: مراقب «دو نژاد غیردوستانهٔ خاکستری‌ها از صورت‌فلکی شکارچی و سیستم زتا رتیکولی» باشید. فراخوان نهایی: «افشا کن، تکامل بیاب.»

به گفتهٔ داناان، این پیام‌ها از امرترها آمدند، گونه‌ای دوستانه از تاو ستی، حدود ۱۲ سال نوری از زمین. آن‌ها بشریت را دربارهٔ گونه‌های خصمانه‌ای که در ساختارهای قدرت انسانی نفوذ کرده بودند هشدار می‌دادند.

آیزنهاور و تماس نخستین

ما هرگز شما را ناامید نخواهیم کرد داناان جزئیات آنچه او ادعا می‌کند تاریخ دیپلماتیک روابط انسان-بیگانه است، با آغاز از رئیس‌جمهور دوایت دی. آیزنهاور را بیان می‌کند.12

بنا بر این روایت، در سال ۱۹۵۴ آیزنهاور نشستی با سفیران فرازمینی داشت، از جمله موجودی به نام والیانت تور، که فدراسیون کهکشانی جهان‌ها را نمایندگی می‌کرد. نشست شامل «شورای پنج» بود، نمایندگان ۵ گونه یا گروه، و آیزنهاور دربارهٔ نژادهای شکاری که در پی استثمار بشریت بودند هشدار داده شد.

فدراسیون کمک و مشارکت پیشنهاد داد. اما آنچه بعد رخ داد خیانتی بود: گروهی سایه‌وار درون دولت آمریکا معروف به ام‌جی-۱۲ (مجستیک-۱۲) پشت سر آیزنهاور رفت و در عوض با ائتلاف استثمارگر، خاکستری‌های نبو و متحدان خزندهٔ آن‌ها، پیمان امضا کرد. این پیمان‌ها به بیگانگان خصمانه دسترسی به انجام برنامه‌های ربایش را در ازای فناوری پیشرفته اعطا کردند.

کتاب پیش‌گفتاری از لورا آیزنهاور، نتیجهٔ دوایت آیزنهاور، در بر دارد، که می‌نویسد:

«آن‌ها در تلاش‌اند تاریخ را بازنویسی کنند و این کتاب کمک می‌کند آنچه ممکن است دفن و فراموش شده باشد را نجات دهد... کتابی مانند این می‌تواند به ما کمک کند با حقیقت هم‌راستا شویم، دعوتمان می‌کند تصویری بسیار گسترده‌تر را کاوش کنیم...»

خواه جزئیات را بپذیرید یا نپذیرید، ادعای گسترده‌تر (اینکه برخی گونه‌های بیگانه خیرخواه‌اند و برخی نیستند، و اینکه برخی ساختارهای قدرت انسانی مورد نفوذ قرار گرفته‌اند) با الگوهای توصیف‌شده توسط منابع دیگر همراستاست، از جمله آموزه‌های پلایادی کانالینگ‌شدهٔ باربارا مارسینیاک و کار رگرسیون دولورس کانن.

تماس اِنکی

شاید دراماتیک‌ترین برخوردی که داناان توصیف می‌کند در سپتامبر ۲۰۲۱ رخ داد.10 او تماسی مستقیم با موجودی تجربه کرد که خودش را اِنکی معرفی کرد، چهره‌ای شناخته‌شده از اسطورهٔ سومری باستان به‌عنوان یکی از «خدایان» نخستینی که با بشریت اولیه تعامل داشتند.

«انفجاری از انرژی اتاق‌خواب را با حضوری خیره‌کننده و قدرتمند پر کرد... قفسهٔ سینه‌ام از تراکم ناگهانی هوا فشرده شده احساس شد.»

او موجودی را توصیف کرد تقریباً ۹ فوت بلندقد، با سری کشیده، چشمان زمرد براق مایل با مردمک‌های نقره‌ای بلوری: «او باشکوه بود، نه فقط جنبهٔ فیزیکی‌اش، بلکه قدرت پرشکوه و خرد تابانش نیز.»

موجود تله‌پاتیک ارتباط برقرار کرد:

«من پدرم. بازگشته‌ام. من پدر گونهٔ شما هستم. آمده‌ام تا فرزندانم را ببینم که خود را آزاد می‌کنند.»

به گفتهٔ داناان، اِنکی (که به نام اِآ، به معنای «استاد مایعات» یا «ژنتیک‌شناس» در زبان آناخ نیز شناخته می‌شود) با موجودی دیگر به نام اِنلیل بر سر رفتار با انسان‌های اولیه اختلاف داشت. در حالی که اِنلیل انسان‌ها را به‌عنوان نیروی کاری کنترل‌شده می‌خواست، اِنکی می‌خواست به آن‌ها آزادی و خودمختاری بدهد. اِنکی آن مبارزهٔ باستانی را باخت و زمین را ترک کرد. حالا، بنا بر این روایت، او در حال بازگشت بود.

من این را بدون ادعای قطعیت دربارهٔ دقتش ارائه می‌دهم. آنچه برایم قابل‌توجه است این است که روایات تماس از سراسر جهان، در فرهنگ‌ها و دوره‌های زمانی متفاوت، به‌طور پیوسته موجودات بسیار پیشرفته‌ای را توصیف می‌کنند که علاقه‌ای فعال به رشد انسانی دارند، و از طریق آگاهی (تله‌پاتی، فرافکنی انرژی، ارتباط ارتعاشی) عمل می‌کنند نه از طریق فناوری فیزیکی.

دیدگاه پلایادی

باربارا مارسینیاک، در آورندگان سپیده‌دم، آموزه‌هایی از موجوداتی کانالینگ می‌کند که خود را پلایادی، موجودیت‌های پیشرفته از خوشهٔ ستاره‌ای پلایادس، معرفی می‌کنند.13 دیدگاه آن‌ها دربارهٔ زمین جذاب است: آن‌ها سیارهٔ ما را نوعی آزمایش زنده توصیف می‌کنند، جایی که آگاهی تحت شرایطی غیرمعمول چالش‌برانگیز عمل می‌کند (فراموشی، چگالی مادهٔ فیزیکی، دستکاری توسط گونه‌های کمتر تکامل‌یافته).

بنا بر آموزهٔ پلایادی، زمین فقط سیاره‌ای تصادفی نیست. زمین تمرین فرکانسی است، جایی که تکامل آگاهی از طریق چالشی شدید تسریع می‌شود. موجوداتی که اینجا تجسد می‌یابند توسط جامعهٔ گستردهٔ کیهانی به‌طرزی غیرمعمول شجاع در نظر گرفته می‌شوند، دقیقاً به این خاطر که شرایط چنین دشوار است.

در حالی که کانن باور داشت زمین تنها سیاره با فراموشی کامل بود، پژوهش نیوتن و رایان حاکی است فراموشی در سیارات دیگر نیز وجود دارد، اما نسخهٔ زمین به‌طور منحصربه‌فرد متراکم و کامل است. به هر حال، شرایط اینجا بنا بر استانداردهای کیهانی دشوار است، و یافتهٔ نیوتن مبنی بر اینکه برخی روح‌ها مشخصاً زندگی‌های زمینی دشوار را برای رشد تسریع‌شده‌ای که ارائه می‌دهند انتخاب می‌کنند، از دیدگاه پلایادی پشتیبانی می‌کند. روی زمین ما نفس، رقابت میان انسان‌ها، و چالش‌های اجتماعی گوناگونی داریم که از آن‌ها بیاموزیم.

روح‌هایی از سیارات دیگر

پژوهش دولورس کانن لایهٔ دیگری می‌افزاید. از طریق هزاران نشست رگرسیون هیپنوتیک، کانن کشف کرد بسیاری روح‌های در حال حاضر تجسدیافته در زمین اینجا سرچشمه نگرفته‌اند. آن‌ها از سیارات دیگر، سیستم‌های ستاره‌ای دیگر، ابعاد کاملاً دیگری آمدند، داوطلبانه تجسد یافتند در زمین طی این دورهٔ خاص برای کمک به تحولی سیاره‌ای.14

این روح‌های «داوطلب» اغلب احساس عمیقی از بی‌جایی می‌کنند. آن‌ها گرایش دارند حساس، همدل، و تحت‌فشار خشونت و چگالی زمین باشند. بسیاری با افسردگی یا اضطراب دست‌وپنجه نرم می‌کنند نه به این خاطر که چیزی با آن‌ها اشتباه است، بلکه به این خاطر که شوک محیطی به‌طرز چشمگیری متراکم‌تر و سخت‌تر از هرچه پیش‌تر می‌شناختند را تجربه می‌کنند.

کار کانن حاکی است تماس بیگانه فقط دربارهٔ موجودات فیزیکی‌ای که در سفینه‌ها بازدید می‌کنند نیست. همچنین دربارهٔ آگاهی، روح‌های بیگانه‌ای که در بدن‌های انسانی تجسد می‌یابند، هوش‌های بیگانه‌ای که از طریق کانالرها ارتباط برقرار می‌کنند، و گسترش تدریجی آگاهی انسانی برای در بر گرفتن جامعهٔ کیهانی‌ای که همیشه بخشی از آن بوده‌ایم، است.

برخوردهای بیگانهٔ مارک اوبرن طی تجربه‌های برون‌بدنی

بازگشت به کاوش‌های برون‌بدنی مارک اوبرن، تجربهٔ او از بازدید سفینهٔ فضایی بیگانه‌ای در حال خروج از بدن، اهمیت دارد چون تلاقی میان دو پدیده را نشان می‌دهد: تجربه‌های برون‌بدنی و هوش بیگانه.15

روح اوبرن سفینه را بازدید کرد در حالی که بدنش خوابیده بود. بیگانگان می‌توانستند حضور غیرفیزیکی او را حس کنند، که ضمنی می‌کند می‌توانند آگاهی را مستقیماً درک کنند، نه فقط مادهٔ فیزیکی. آن‌ها از او خواستند برود، به این معنا که آگاهی اجتماعی و توانایی ارتباطی برای تعامل با آگاهی غیرفیزیکی دارند.

این سطح از پیشرفت بسیار فراتر از فناوری کنونی انسان است. ما به‌سختی می‌توانیم سیگنال‌های الکترومغناطیسی فیزیکی از ستارگان نزدیک را تشخیص دهیم. آن‌ها می‌توانند اندیشه‌ای را که سفینه‌شان را بازدید می‌کند تشخیص دهند و با آن گفت‌وگو کنند.

ربایش‌های بیگانه

جنبه‌ای از تماس بیگانه هست که سزاوار بحثی صادقانه است: ربایش‌ها. آن‌ها بسیار نادرند، اما روایات ربوده‌شدگان (در سراسر کتاب‌ها، مستندها، و مصاحبه‌ها) به‌طور پیوسته آسیب‌زا هستند. به‌ویژه برخورد با بیگانگان خاکستری.

الگوی معمول معاینهٔ فیزیکی است. فرد سوار سفینه‌ای می‌شود، فلج می‌شود، و تحت بازرسی قرار می‌گیرد، بیگانگان در حال مطالعهٔ چگونگی ساخت و عملکرد بدن انسان. فرد نمی‌تواند حرکت کند، نمی‌تواند مقاومت کند، هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد. این تمدن‌ها توانایی‌های روان‌شناختی بسیار فراتر از ما توسعه داده‌اند. آن‌ها می‌توانند یک انسان را بی‌درنگ فلج کنند، و در بسیاری موارد بعداً خاطرهٔ رویداد را پاک یا مبهم کنند. برخی روایات کاشتنی‌ها یا دستگاه‌های ردیابی قرارگرفته درون بدن را توصیف می‌کنند. آن درماندگی کامل چیزی است که ربوده‌شدگان آن را ترسناک‌ترین بخش توصیف می‌کنند، نه خودِ معاینه، بلکه از دست دادن کامل کنترل.

چندان متفاوت از کاری که ما با حیوانات انجام می‌دهیم نیست. ما آن‌ها را می‌گیریم، مطالعه می‌کنیم، برچسب می‌زنیم، ردیاب کاشت می‌کنیم، همه بدون رضایتشان، اغلب باعث پریشانی واقعی‌شان می‌شویم. دو بار به آن فکر نمی‌کنیم. از دیدگاه بیگانه، این پویایی ممکن است به‌طرز ناراحت‌کننده‌ای مشابه باشد.

و بدترین بخش برای ربوده‌شدگان حتی خودِ تجربه نیست، بازگشت به خانه و اینکه هیچ‌کس آن‌ها را باور نکند است. «تخیل بیش‌ازحد.» «در حال رؤیا دیدن بودی.» انزوا ضربه را تشدید می‌کند.

سوی دلگرم‌کننده این است که، بنا بر منابع متعدد، قوانینی جهانی وجود دارند که چگونگی تعامل تمدن‌ها را حکمرانی می‌کنند. انتظار نمی‌رود تمدن‌های پیشرفته در توسعهٔ تمدن‌های جوان‌تر مداخله کنند. قرار است ما با سرعت خودمان رشد کنیم، نواحی‌ای از آگاهی را کاوش کنیم که دیگران نکرده‌اند، جهان را به قلمروی تازه برانیم. گونه‌های خیرخواه دقیقاً پیرامون زمین حضور دارند تا این مرزها را اجرا کنند و از ما در برابر گونه‌های شکاری‌تر محافظت کنند. اما اجرا کامل نیست، و برخی ربایش‌ها آشکارا در می‌روند.

اگر روزی من ربوده شوم، اینجاست برنامهٔ شخصی من: اول، عشق را به هر موجوداتی که مرا گرفته‌اند بفرستم، تله‌پاتیک توضیح دهم که ترجیح می‌دهم از آن‌ها بیاموزم و با آن‌ها کار کنم تا موش آزمایشگاهی‌شان باشم. دوم، به آن‌ها یادآوری کنم که تجسدشان، مانند هر موجودی در این جهان، در نهایت دربارهٔ رشد روح و تجربهٔ عشق برای ارتعاش در فرکانس‌های بالاتر، نزدیک‌تر شدن به سرچشمه است. و اگر هیچ‌کدام کارساز نبود و هنوز می‌خواستند به من آسیب برسانند، مطمئن می‌شدم بفهمند که تا ابد به‌عنوان روحی آن‌ها را دنبال خواهم کرد و زندگی‌شان را نکبت‌بار خواهم کرد. اول عشق، اما آدم سست‌عنصری نیستم.

این چه معنایی دارد

اگر حتی کسری از این روایات دقیق باشند، چند نکته نتیجه می‌شود:

۱. ما تنها نیستیم. این نتیجه‌گیری بر روایات تماس‌گیرندگان، شاهدان نظامی، آموزه‌های کانالینگ‌شده، داده‌های رگرسیون، و کاوش‌های برون‌بدنی استوار است، همه به یک سو اشاره می‌کنند.

۲. تمدن‌های بیگانه روی طیفی ارتعاشی عمل می‌کنند، درست مانند روح‌های انسانی. برخی ترس‌محور و شکاری‌اند. برخی عشق‌محور و خیرخواه‌اند. سلسله‌مراتب سلسله‌مراتب معنوی توصیف‌شده برای آگاهی فردی را بازتاب می‌دهد.

۳. تماس هم‌اکنون در حال رخ دادن است، نه فقط از طریق رؤیت فیزیکی، بلکه از طریق آگاهی: کانالینگ، ارتباط تله‌پاتیک، تجسد روح در میان گونه‌ها، و برخوردهای برون‌بدنی.

۴. فناوری ما برایشان بی‌ربط است. شکاف میان فناوری انسانی و بیگانهٔ پیشرفته قابل‌مقایسه با شکاف میان لانهٔ مورچگان و رآکتور هسته‌ای است. ترس اینکه بیگانگان «منابع و فناوری‌مان را بدزدند» به همان اندازه پوچ است که نگران باشید استادی نقاشی‌های مدادرنگی کودکستانی‌ای را بدزدد.

۵. تماس واقعی از طریق آگاهی رخ می‌دهد، نه از طریق تلسکوپ‌های رادیویی. SETI دهه‌هاست به دنبال سیگنال‌های الکترومغناطیسی می‌گردد. اما اگر موجودات پیشرفته از طریق آگاهی ارتباط برقرار می‌کنند (باند M، روت‌ها، تله‌پاتی)، پس ما کاملاً با ابزارهای اشتباهی به دنبالشان بوده‌ایم.

امیدواریم، وقتی بیگانگان خود را به‌طور گسترده به بشریت شناسانند، رهبران ما گفت‌وگو را بر جنگ ترجیح دهند. با توجه به اینکه برخی از این تمدن‌ها میلیون‌ها سال بیشتر از ما توسعه یافته‌اند، پاسخی نظامی نه‌تنها بی‌فایده بلکه به‌طرز شرم‌آوری ابتدایی خواهد بود، مانند نوزادی که کوهی را تهدید می‌کند.

منابع

  1. David Fravor, written statement and sworn testimony, US House Oversight Subcommittee hearing "Unidentified Anomalous Phenomena: Implications on National Security, Public Safety, and Government Transparency" (July 26, 2023). Account of the 2004 USS Nimitz "Tic-Tac" encounter and USS Princeton radar tracking. https://oversight.house.gov/wp-content/uploads/2023/07/David-Fravor-Statement-for-House-Oversight-Committee.pdf
  2. The War Zone, "Navy Officially Releases Infamous UFO Videos" (April 27, 2020). Department of Defense authorized release of the FLIR, Gimbal, and GoFast videos; statement by Pentagon spokesperson Sue Gough. https://www.twz.com/33179/navy-officially-releases-infamous-ufo-videos
  3. Ryan Graves, "Devices of Unknown Origin Part II: Interlopers Over the Atlantic," The Debrief. First-person account of the 2014-2015 USS Theodore Roosevelt strike group encounters off the US East Coast. https://thedebrief.org/devices-of-unknown-origin-part-ii-interlopers-over-the-atlantic-ryan-graves/
  4. Ariel Phenomenon (documentary, 2022). The September 16, 1994 sighting by more than sixty children at Ariel School, Ruwa, Zimbabwe, and John Mack's investigation. https://www.imdb.com/title/tt20216382/
  5. John E. Mack Institute, "Ariel Phenomenon: Worth every second of the wait" (2022). On Harvard psychiatrist John Mack's interviews with the Ariel School witnesses. http://johnemackinstitute.org/2022/05/ariel-phenomenon-worth-every-second-of-the-wait/
  6. Helene Cooper, Ralph Blumenthal, and Leslie Kean, "Glowing Auras and 'Black Money': The Pentagon's Mysterious U.F.O. Program," The New York Times (December 16, 2017). Revealed the Advanced Aerospace Threat Identification Program, its $22 million funding from 2007 to 2012, and Luis Elizondo's resignation.
  7. US Department of Defense, "DoD Announces the Establishment of the All-domain Anomaly Resolution Office" (July 2022). https://www.war.gov/News/Releases/Release/Article/3100053/dod-announces-the-establishment-of-the-all-domain-anomaly-resolution-office/
  8. "Hafele-Keating experiment," Wikipedia. The 1971 atomic clock flights confirming relativistic time dilation; relativistic corrections required for GPS satellite clocks. https://en.wikipedia.org/wiki/Hafele%E2%80%93Keating_experiment
  9. Elena Danaan, A Gift from the Stars: Extraterrestrial Contacts and Guide of Alien Races (self-published, 2020).
  10. Elena Danaan, THE SEEDERS: The Return of the Gods (self-published, 2022).
  11. "Rendlesham Forest incident," Wikipedia. December 1980 sightings near RAF Woodbridge and RAF Bentwaters, Suffolk; Jim Penniston's binary code notebook. https://en.wikipedia.org/wiki/Rendlesham_Forest_incident
  12. Elena Danaan, We Will Never Let You Down: Encounters with Val Thor and Journeys Beyond Earth, foreword by Laura Magdalene Eisenhower (self-published, 2021).
  13. Barbara Marciniak, Bringers of the Dawn: Teachings from the Pleiadians (Bear & Company, 1992).
  14. Dolores Cannon, The Three Waves of Volunteers and the New Earth (Ozark Mountain Publishing, 2011).
  15. Marc Auburn, 0,001% : L'expérience de la réalité (2013).