بخش II: نقشه

فصل 6: زمان محلی است

ادعا: زمان ویژگی‌ای محلی از این بُعد است، نه ویژگی‌ای از واقعیت به‌طور کلی. در سوی دیگر فیلتر هیچ زمانی وجود ندارد، اکنونی واحد که همه‌ی تجربه‌های یک روح در آن هم‌زیستی دارند. در درون بُعد فیزیکی زمان جاری است، اما حتی اینجا آن رودخانه‌ی جهانی‌ای که تصورش می‌کنیم نیست. و در درون یک زندگی، علیت در هر دو جهت جاری است: گذشته می‌راند، و آینده، که از پیش به‌عنوان میدانی از احتمالات نهفته وجود دارد، می‌کشد.

از این چهار ستون، این همانی است که به نظر می‌رسد باید عرفانی‌ترین باشد، و همانی است که فیزیک جریان اصلی بیشتر کار تخریب را از پیش برای ما انجام داده.

نسبیت پیش‌تر «اکنون» را شکسته بود

تصویر شهودی از زمان یک اکنون جهانی در حال پیشروی است: یک اکنون کیهانی، مشترک با همه‌چیز، با گذشته‌ای ثابت پشت سر و آینده‌ای باز پیش رو. نسبیت این تصویر را بیش از یک قرن پیش کشت، و جسدش هنوز بیشتر جهان‌بینی مردم را می‌گرداند.

اینجا بخش جریان اصلی است، بدون نیاز به گسترش مدل. در نسبیت خاص، همزمانی نسبی است: دو ناظر که نسبت به یکدیگر در حرکتند «اکنون»ی مشترک ندارند. رویدادهایی که برای یک ناظر همزمانند برای دیگری در ترتیبی متفاوت رخ می‌دهند، و هر دو درستند. هیچ اکنون جهانی‌ای وجود ندارد که جهان را به «از قبل رخ‌داده» و «هنوز نه» تقسیم کند. به‌طور محلی، هر ناظر گذشته و آینده‌ای به‌خوبی تعریف‌شده دارد، رویدادهایی که می‌توانند بر او تأثیر بگذارند و رویدادهایی که او می‌تواند بر آن‌ها تأثیر بگذارد. اما اکنون، آن لحظه‌ی به‌ظاهر ممتاز که واقعیت در آن ضرب می‌شود، هیچ تعریف فیزیکی‌ای ندارد که همه‌ی ناظران در آن مشترک باشند. فیزیک راحت است بگوید گذشته و آینده به‌طور محلی تعریف شده‌اند و «اکنون» یک راحتیِ محلی است، و فیزیک‌دان‌ها یک قرن است اشاره کرده‌اند که این به تصویری می‌رود که در آن همه‌ی رویدادها به‌سادگی وجود دارند، همان‌طور که کل فرانسه وجود دارد حتی اگر شما همیشه فقط در یک بخش از آن ایستاده باشید.

با این بنشینید، چون باربر است: همان بخشی از زمان که بیشترین اطمینان را نسبت به آن داریم، لحظه‌ی حال جهانی، همان بخشی است که فیزیک نمی‌تواند بیابد.

علیت دوگانه: آینده می‌کشد

اگر همه‌ی رویدادها وجود دارند، چرا زندگی احساس جریان دارد، و چرا آینده احساس بازبودن می‌کند؟ اینجاست که به فیلیپ گیمان تکیه می‌کنم، فیزیکدان CNRS که کتاب اول، La Route du Temps را در فصل‌های آگاهی و آنتنش به‌عنوان منبع آورده بود. چارچوب علیت دوگانه‌ی او پاک‌ترین شرح مکانیکی از ستون زمانِ این مدل است که یافته‌ام.

گذشته می‌راند: علیت معمولی، مکانیک، عادت، اندازه‌حرکت. اما آینده خالی نیست. به‌عنوان میدانی از احتمالات نهفته وجود دارد، از پیش ساختاریافته، و آن آینده‌های نهفته کششی بر حال اعمال می‌کنند. میان راندن و کشیدن، آگاهی می‌نشیند، و کار آن گزینش است: کدام یک از آینده‌های نهفته بر خط زمانی شما محقق می‌شود. نه ساخت از هیچ، گزینش از آنچه نهفته است. نیت‌های شما، در این تصویر، صرفاً حالت‌های روان‌شناختی نیستند که ممکن است اقدامات آینده را سبب شوند. آن‌ها ورودی‌های تنظیمی‌اند که تغییر می‌دهند کدام آینده به سوی شما می‌کشد. عبارت گیمان برای آن، کشش خطوط زمانی، دقیقاً همان کارکرد ارسال از فصل گیرنده-فرستنده است که هدفی به آن داده شده: نیت میدان را چاپ می‌کند، آینده‌های نهفته‌ی میدان بازوزن می‌شوند، و حال در امتداد خطی متفاوت کشیده می‌شود. این سازوکار مدل برای تجلی است، بدون جادو بیان‌شده: واقعیت را مجبور نمی‌کنید، تغییر می‌دهید که با کدام احتمال از پیش‌موجود در تشدید هستید.

سوی بی‌زمان تصویر را کامل می‌کند. اگر زمان به‌طور محلی، در درون باند متراکم، توسط آگاهی‌ای که از خلال ساختاری از رویدادها می‌گذرد تولید می‌شود، پس نقطه‌نظری بیرون از فیلتر از خلال هیچ‌چیز نمی‌گذرد. آن ساختار را به‌طور کامل می‌بیند. هر روایت بین‌زندگی در کتاب اول دقیقاً همین را توصیف می‌کند و همیشه با همان لحن اندکی کلافه، این حس که روح‌ها حتی برای توضیح توالی به زنده‌ها تلاش می‌کنند: اینجا زمانی نیست، همه‌چیز حاضر است.

آنچه بیرون می‌ریزد

اکنون این ستون را در برابر پرونده‌ی ناهنجاری نقد کنید، چون طبقه‌ی زمان همانی است که هیچ مدل دیگری حتی سعی نمی‌کند به آن بپردازد.

زندگی‌های گذشته. اگر همه‌ی تجسدهای یک روح در اکنون بی‌زمان وجود دارند، پس زندگی‌های «گذشته»ی شما پشت سرتان نیستند. آن‌ها نقاط اتکای هم‌حاضرِ همان روح‌اند، نشست‌های دیگری که در قرن‌های دیگر اجرا می‌شوند، همه از سوی منبع زنده. این شواهد بازپسگری کتاب اول را در یک حرکت بازچارچوب‌بندی می‌کند: بازپسگری بازیابی حافظه از آرشیوی خاک‌گرفته نیست، تنظیم است، گیرنده-فرستنده‌ای که به سوی نقطه‌نظر دیگری از روح هدف‌گیری شده. همچنین این عجیب‌بودگی را توضیح می‌دهد که آزمودنی‌های بازپسگری آن زندگی‌ها را فقط به‌یاد نمی‌آورند، دوباره به آن‌ها وارد می‌شوند، در زمان حال، اکنون در حال غرق شدن، و این‌که شفای زندگی «گذشته» علائم را در این زندگی رفع می‌کند. اگر آن زندگی دیگر هم‌حاضر و جفت‌شده باشد دقیقاً همین را انتظار دارید، و اگر یک پرونده‌ی بسته بود برایتان دشوار می‌بود که آن را انتظار داشته باشید.

پیش‌آگاهی. اگر آینده‌های نهفته به‌عنوان میدانی ساختاریافته وجود دارند، پس پیش‌آگاهی خواندن است، دریافتی هدفمند رو به جلو در امتداد خط زمانی محلی، آنتنی که قوی‌ترین خطوط نهفته را دریافت می‌کند. مدل پیش‌بینی می‌کند که پیش‌آگاهی باید احتمالی و گاه اشتباه باشد، چون نهفتگی همان ثبات نیست: آینده‌ای خوانده‌شده می‌تواند پیش از تحقق، از گزینش خارج شود. این با پرونده همخوانی دارد، جایی که ضربه‌های پیش‌آگاهانه بر رویدادهای دارای وزن احساسی قوی‌اند و پیش‌احساس‌ها گاهی آینده‌هایی را توصیف می‌کنند که سپس مهار می‌شوند، که تحت یک مدل آینده‌ی ثابت تناقضی می‌بود و تحت این مدل نظامی است که در حال کارکردن است.

هم‌زمانی. تصادف‌های معنادار که کتاب اول در فصل آکاشیک خود پوشش داد، دیدارهای نامحتمل و کتابی که به صفحه‌ی مورد نیاز باز می‌شود، طبق این خوانش، درزهایی هستند که خود را نشان می‌دهند: شواهد گزینشی در حال انجام. وقتی خط زمانی شما به سوی آینده‌ی نهفته‌ی دیگری کشیده می‌شود، تعدیل به‌صورت رویدادهایی سطح می‌آید که بیش از حد به‌جا هستند که تصادفی احساس شوند، ترتیب‌یافته نه با علیت راننده بلکه با کشش خطی که شروع به گزینش آن کرده‌اید. یونگ آن پیوندها را ناعلی نامید. نیمه‌درست. آن‌ها ناشی از گذشته نیستند. آن‌ها کشیده‌شده از آینده‌اند، و رسیدنشان بهترین شاخص روزمره‌ای است که برای در حال انجام بودن یک گزینش دارید.

نتیجه، و این لولای ورود به بخش کنترل‌هاست: شما مسافری روی نوار نقاله‌ای نیستید که از گذشته‌ای مرده به آینده‌ای خالی حرکت می‌کند. شما گزینشگری هستید که در میدانی از خطوط نهفته ایستاده‌اید، با گذشته‌ای که پشت سرتان می‌راند و آینده‌های چندی که جلوی شما می‌کشند، و گیرنده-فرستنده در جمجمه‌تان ابزار گزینش است. پرسش عملی دیگر «چه اتفاقی خواهد افتاد؟» نیست. می‌شود «الان به کدام خط تنظیم شده‌ام، و آیا آن همانی است که عمداً برمی‌گزینم؟» بقیه‌ی این کتاب درباره‌ی پاسخ‌دادن به آن با تجهیزات روشن است.