بخش I: کالبدشکافی
فصل 2: پروندهی ناهنجاری
وقتی نظامی ناشناخته را مهندسی معکوس میکنید، با یک نظریه آغاز نمیکنید. با فهرستی از رفتارها آغاز میکنید: هرچه نظام بهطور مشهود انجام میدهد، بدون پیشداوری نوشتهشده. و مدخلهایی که بیش از همه از آنها مراقبت میکنید، عجیبترینها هستند، چون رفتارهای معمولی با هزاران طراحی سازگارند حال آنکه رفتارهای عجیب با بسیار اندکی سازگارند. ناهنجاریها همان چیزهاییاند که پاسخ را محدود میکنند.
کتاب اول من ساختن همان فهرست رفتار بود، با منابع، در طول صدها صفحه. این فصل آن را در یک برگهی مشخصات فشرده میکند: پنج طبقهی رفتار که واقعیت بهگونهای مشهود از خود نشان میدهد، هرکدام آنجا با جزئیات مستند شدهاند. یک قاعده بر این پرونده حکمفرماست، و میخواهم پیش از هرچیز آن را بیان کنم: مدلی درست باید این رفتارها را توضیح دهد، نه توضیحشان بدهد که ناپدید شوند. «آن پرونده باید بهگونهای غلط گزارش شده باشد» توضیح نیست؛ امتناع از خواندن پرونده است. منبعیابی، گزینههای ردشده، و استدلالهای تکرارپذیری همه در کتاب اول جا دارند. اینجا پروندهها بهعنوان الزامات عمل میکنند. مدلی که چهار طبقه از پنج طبقه را پوشش دهد نزدیک به تمامشدن نیست. جایی اشتباه است، و طبقهی پوششنیافته نشان میدهد کجا.
پنج طبقهی رفتار
طبقهی ۱: ناهنجاریهای فیلتر. وقتی مغز آسیب میبیند، گاهی آگاهی بهجای کمشدن گسترش مییابد. پرچمدار این طبقه همان پروندهای است که کتاب اول با آن آغاز میشود: جراح مغز و اعصابی از هاروارد که نئوکورتکسش بهواسطهی مننژیت باکتریایی ویران شده بود، و در طول هفت روزی که آفلاین بود، شفافترین تجربهی زندگیاش را گزارش کرد. همان فصل و فصل آنتن، الگوی پیرامون آن را مستند میکنند: مرد استرالیایی که از کما بیدار شد و به مندارین مسلط بود، سوانتهای اکتسابی که پس از ضربههای مغزی و برخورد صاعقه با موسیقی ساختاریافته و فراکتالهای دقیق بدون هیچ آموزشی سر برآوردند، موارد شفافیت پایانی که در آن بیماران دمانس در مرحلهی پایانی در ساعات آخر زندگی روشن و منسجم میشوند، و مطالعات تصویربرداری روانگردان که نشان میدهند گستردهترین حالات آگاهی ثبتشده با کاهش فعالیت در شبکهی خودمدلسازی مغز همراه است. کمتر مغز، بیشتر ذهن، بارها و بارها. اگر مغز آگاهی را تولید میکرد، این طبقه حتی یک بار هم نباید وجود میداشت. اما یک طبقهی کامل است.
طبقهی ۲: دریافت تأییدشده. افراد بدون هیچ کانال حسی موجود، اطلاعات درستی کسب میکنند. سختترین مدخل، نهادین است: برنامهی دیدهورزی از راه دور نیروهای مسلح آمریکا، دو دهه و بیش از بیست میلیون دلار، صدها آزمایش آزمایشگاهی تکرارشده در SRI، استقرار عملیاتی، روایتی از زبانِ اول یکی از مربیانش، همگی در فصل روانیکاوان کتاب اول پوشش داده شدهاند. پیرامون آن، مدخلهای غیرنظامی جای میگیرند: شهودگرِ پزشکی که وضعیت بیماران را از طریق تماس تلفنی با پزشکشان بهدرستی توصیف کرد، روانیکاوانی که خوانشهایشان که در کتاب اول مستند شده نامها و حقایقی را ارائه میدهد که هیچ راهی برای دانستنش نداشتند، گزارشهای تلهپاتی که از دوقلوها تا تمریندیدگان و حتی حیوانات را دربرمیگیرد، و نیممیلیون فارغالتحصیل سیلوا که آموزش دیدند اطلاعات را از حالتی سبک از خلسه بازیابی کنند. دریافت رخ میدهد، فاصله آن را تضعیف نمیکند، و در افراد عادی قابل آموزش است.
طبقهی ۳: اثرات انتقال. تأثیر همچنین به بیرون نیز جریان مییابد. فصل شفابخشی کتاب اول مستند میکند که بیمارستانهای فرانسوی شمارهتلفن شفادهندهها را برای بیماران دچار سوختگی شدید نگه میدارند، چون وقتی شفادهنده کار میکند، پیامدها بهبود مییابد، گاهی از صدها کیلومتر دورتر، گاهی حتی بدون آگاهی بیمار. روش سیلوا نیت شفابخش هدایتشده با نتایج قابل مشاهده در سوی گیرنده تولید کرد، در قالبی سکولار از آموزش ذهنی. و فصل احساسات، شواهد تجلی را گردآوری کرد: گزارش پیوسته، از کاوشگران خروج از بدن و منابع کانالیزهشده که هرگز یکدیگر را ندیدهاند، مبنی بر اینکه فکر در شرایط غیرفیزیکی بلافاصله شکل میگیرد و در اینجا بهآرامی، با واقعیت فیزیکی که مثل همان فرایند که از میانهای متراکم و پرتأخیر عبور میکند رفتار میکند. هرچه ذهنها انجام میدهند، فقط جهان را نمیخوانند. روی آن مینویسند نیز.
طبقهی ۴: جدایی دیدگاه. نقطهنظر میتواند از بدن و از زندگی کنونی جدا شود. کاوشگران خروج از بدن، سه نسل از آنها که در فصل OBE کتاب اول مستند شدهاند، خروج عمدی و تکرارپذیر را با روشهای پایدار و مشاهدات همخوان گزارش میکنند. تجربهکنندگان نزدیک به مرگ، ادراک دقیقی از محیط پیرامون خود در حالی که از نظر بالینی ناتوان بودند گزارش میدهند، و در موارد تجربهی مرگ مشترک، تماشاگران سالم تا نیمه به درون تجربه کشیده شدند و همان پدیدهها را گزارش کردند. بازپسگری زندگیهای گذشته محور زمان را میافزاید: هزاران بیمار تحت هیپنوز در سراسر قارهها، زندگیهای دیگر را توصیف میکنند، گاه با جزئیات تاریخیِ تأییدشده (کتاب اول موردی را پوشش میدهد که در آن نام خیابانی که فرد بهیاد آورد، دهها سال پیش تغییر نام یافته بود، در آرشیوها تأیید شد)، و همان ساختار بینزندگیها را صرفنظر از فرهنگ یا باور توصیف میکنند. نقطهنظر مانند چیزی رفتار میکند که بدن میزبانیاش میکند، نه چیزی که بدن آن است.
طبقهی ۵: همگرایی مستقل. عجیبترین مدخل یک فراالگو است. منابعی بی هیچ ارتباط، بی زبان مشترک، و بی دورهی مشترک، پیوسته همان معماری را توصیف میکنند. مواد کانالیزهشده که با دههها و قارهها از هم جدا هستند همان ادعاهای بنیادی را ارائه میدهند، که در فصل کانالیزورهای کتاب اول فهرست شده: آگاهی بهعنوان اصل بنیادین، عشق بهعنوان بالاترین فرکانس، زندگیهای برگزیده برای رشد، فکری که واقعیت را شکل میدهد، ارادهی آزاد مطلق. بیماران بازپسگری، کتابخانه و مرور زندگی را توصیف میکنند؛ کاوشگران خروج از بدن بهتنهایی همان قلمروها را سیاحت میکنند؛ تجربهکنندگان نزدیک به مرگ همان گزارش را بازمیگردانند؛ یک متن هرمسی که قرنها قدمت دارد با «جهان ذهنی است» آغاز میشود و فیزیک مدرن پیوسته به سوی اطلاعات بهعنوان لایهی پایه میرود. کلاهبرداری و تصادف هر دو واگرایی را در طول زمان پیشبینی میکنند. اما پرونده همگرایی را نشان میدهد.
خواندن پرونده بهسان یک برگهی مشخصات
این پنج طبقه را با هم نگاه کنید و متوجه شوید که پنج معما نیستند. آنها بهطرزی مشکوک مکمل یکدیگرند، مثل کارکردهای یک ماشین که از زوایای مختلف دیده شده. طبقهی ۱ میگوید مغز چیزی را محدود میکند نه اینکه آن را میسازد. طبقههای ۲ و ۳ میگویند آن چیز حالتهای دریافت و ارسال دارد. طبقهی ۴ میگوید به بدن یا خط زمانی کنونی میخکوب نشده. طبقهی ۵ میگوید هرکس که نگاهی روشن به نظام گستردهتر میاندازد، به هر روشی، همان نمودار را میکشد.
فصل پیشین نشان داد که مدل استاندارد واقعیت در بنیادهای خود شکست میخورد، پس نمیتوانیم برای آسایش به آن پناه ببریم. این فصل نشان میدهد که هر جایگزینی بهطور قراردادی موظف است چه چیزی را پوشش دهد. که دقیقاً یک پرسش باقی میگذارد، و این همان پرسشی است که بقیهی این کتاب برای پاسخ به آن وجود دارد: چه نظامی، اگر وجود میداشت، دقیقاً همین فهرست رفتار را تولید میکرد؟ نه تقریباً این فهرست، منهای مدخلهایی که ما را شرمنده میکنند. دقیقاً همین فهرست، همهی پنج طبقه، بهعنوان رفتار عادیِ عملیاتی نه معجزهای پیچشده. از فصل بعد، آن نظام را شرح میدهم، یک قطعه در هر زمان، و سپس آن را در برابر پرونده میسنجیم.